آخرین اخبار

🔥 آتش در کارخانه تبریز، سکوت در مسئولان🤐

🔥 آتش در کارخانه تبریز، سکوت در مسئولان🤐 ✍ *رنجنامه‌ای به قلم سمیه گلپور* رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران در پنجم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، در شرکت «تکنام کیهان پلیمر» در شهرک صنعتی رفسنجانی تبریز، آتش‌سوزی و انفجار مواد شیمیایی سه کارگر زحمتکش ـ **هادی نوفر، محمدرضا زاده و ناصر مسلم‌زاد** ـ را از ما […]

اشتراک گذاری
19 اردیبهشت 1405
2 بازدید
کد مطلب : 5008

🔥 آتش در کارخانه تبریز، سکوت در مسئولان🤐

✍ *رنجنامه‌ای به قلم سمیه گلپور*
رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران

در پنجم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، در شرکت «تکنام کیهان پلیمر» در شهرک صنعتی رفسنجانی تبریز، آتش‌سوزی و انفجار مواد شیمیایی سه کارگر زحمتکش ـ **هادی نوفر، محمدرضا زاده و ناصر مسلم‌زاد** ـ را از ما گرفت و ۱۹ کارگر دیگر را روانه بیمارستان کرد؛ کارگرانی که تعدادی از آن‌ها هنوز در ICU بیمارستان سینای تبریز بین درد و ابهام می‌جنگند.

“یا غیاث من لا غیاث له”

به عکس‌هایشان نگاه کنید…
لبخند دارند.
دست بر شانه هم گذاشته‌اند.
با حقوق کم و زندگی سخت، اما با امید، با شرافت، با آرزوی بردن لقمه‌ای حلال به خانه.

این سه کارگر و سرکارگر تبریزی، در روز کارگر ۱۴۰۵ به خانه برنگشتند.

این فقط یک حادثه نیست؛
یک فاجعه است، که خانواده‌هایی را شکست، کودکانی را بی‌پدر کرد، پدر و مادرهایی را داغدار کرد و همکارانی را با زخم تن و «هراس نان» تنها گذاشت.

سؤال همین‌جاست:
سرنوشت کارگرانی که هنوز بستری‌اند چه می‌شود؟
هزینه درمان، اگر ناتوان شوند، چه کسی مسئول است؟
کارگرانی که با تعطیلی کارخانه بی‌نان شده‌اند چه کنند؟
اجاره خانه، مخارج زندگی، آینده کودکانشان چه می‌شود؟

در روزهایی که مقابل دوربین‌ها از «مقام کارگر» حرف می‌زنند، واقعیت این است:
کارگر با شعار زنده نمی‌ماند؛ با ایمنی زنده می‌ماند.

ایمنی‌ای که با “حذف شرط گواهی ایمنی در مناقصات” در اولین مصوبه دولت چهاردهم تضعیف شد.
ایمنی‌ای که بدون «مسئول فنی کار» و «مسئول بهداشت حرفه‌ای» ممکن نیست.
ایمنی‌ای که با نظارت واقعی معنا دارد، نه با همایش‌ها و نمایش‌ها.

وقتی وزارت کار حتی یک پیام تسلیت ساده صادر نمی‌کند،
وقتی به صدای نماینده رسمی جامعه کارگری حتی پاسخی داده نمی‌شود،
وقتی خانواده‌ها میان داغ و هزینه و بی‌پناهی رها شده‌اند،
این سکوت دیگر فقط سکوت نیست؛ بی‌مسئولیتی است.

آقای رئیس‌جمهور،
شما که تبریزی‌تبارید، صدای سوختن همشهریان کارگر خود را نشنیدید؟!

آقای وزیر کار،
آیا یک همدردی روشن و مسئولانه در برابر این فاجعه، زیاد بود؟!

این کارگرانند که این سرزمین را با همه زخمی که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بر آن وارد شد، دوباره می‌سازند.
اما وقتی همین کارگران قربانی ناایمنی می‌شوند،
سهمشان فقط سکوت است؟؟

تلخ‌ترین بخش ماجرا فقط آتش نیست؛
این است که بعد از آتش هم
ابهام، نگرانی، خانواده‌های بی‌پناه، کارگران بیکار و کارگران بستری باقی مانده‌اند…
اما آن صدای مسئولانه‌ای که باید شنیده شود، هنوز شنیده نمی‌شود.

جان باخته هادی نوفر
جان باخته محمدرضا زاده
جان باخته ناصر مسلم‌زاد
سه اسم نیستند؛ سه ستون زندگی‌اند، سه خانواده‌اند، سه داغ بر دل جامعه کارگری ایران.

در این میان، تنها کسی که پیام تسلیت صادر کردند و مطالبه توضیح از وزارت کار داشتند،
دکتر رحمت‌الله نوروزی، رئیس فراکسیون کارگری مجلس بود.
ضمن قدردانی از ایشان، جامعه کارگری امیدوار است اگر مسئولان وزارت کار حتی نمایندگان قانونی کارگران ـ یعنی شرکای اجتماعی خود ـ را لایق پاسخ نمی‌بینند،
دست‌کم به نماینده کارگران در مجلس پاسخگو باشند.

تاریخ فقط شعله‌ها را ثبت نمی‌کند؛
تاریخ ،سکوت‌ها را هم ثبت می‌کند.
و این سکوت، کمتر از خودِ فاجعه، دردناک نیست.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *