آخرین اخبار

این یک اعتراض است؛ مردم را زیر بار گرانی له کردید، بعد اسمش را حمایت گذاشتید؟!

این یک اعتراض است؛ مردم را زیر بار گرانی له کردید، بعد اسمش را حمایت گذاشتید؟! (در پاسخ به اظهارات اخیر مهاجرانی سخنگوی دولت که گفته است: بسیار برای ما مطلوب است که بتوانیم افزایش کالا برگ داشته باشیم ولی باید بررسی ها صورت بگیرد و امیدوار هستیم که این امر محقق شود. فعلا خبری […]

اشتراک گذاری
11 خرداد 1405
4 بازدید
کد مطلب : 5199

این یک اعتراض است؛
مردم را زیر بار گرانی له کردید، بعد اسمش را حمایت گذاشتید؟!
(در پاسخ به اظهارات اخیر مهاجرانی سخنگوی دولت که گفته است: بسیار برای ما مطلوب است که بتوانیم افزایش کالا برگ داشته باشیم ولی باید بررسی ها صورت بگیرد و امیدوار هستیم که این امر محقق شود. فعلا خبری نیست)

به قلم سمیه گلپور
رییس کانون‌عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران

حذف ارز ترجیحی را با واژه‌های فریبنده‌ای مثل «اصلاح»، «ساماندهی»، «هدفمندسازی» و «حمایت» عرضه کردند؛ اما آنچه مردم در زندگی روزمره دیدند، نه اصلاح بود و نه حمایت، بلکه فشار بود و کوچک‌تر شدن سفره‌ها. مردم خیلی زود فهمیدند که تصمیم‌های اقتصادی، پیش از آنکه در تریبون‌ها معنا پیدا کند، در آشپزخانه خانه‌ها معنا می‌دهد؛ آنجا که لبنیات کمتر می‌شود، گوشت حذف می‌شود و شرمندگی، اسم تازه‌ی مدیریت معیشت می‌شود.
حالا در برابر آن شوک سنگین، از کالابرگ سخن می‌گویند؛ از ماهانه یک‌میلیون تومان برای هر نفر. اما پرسش روشن است: این رقم دقیقاً جبرانِ کدام بخش از جهش قیمت‌هاست؟ کدام خانواده می‌تواند بگوید فشار ناشی از حذف ارز ترجیحی و تورم پس از آن، با چنین رقمی مهار شده است؟ مردم با عددهای روی کاغذ زندگی نمی‌کنند؛ با قیمت واقعی نان، برنج، روغن، گوشت، مرغ و لبنیات زندگی می‌کنند.
با این همه، زبان رسمی همچنان همان است: «در حال بررسی هستیم»، «امیدواریم محقق شود» و در نهایت، همان جمله‌ بیرحمانه که در کمال اعتماد به نفس از رسانه ملی به زبان میرانید:
«امیدوارم که این امر محقق شود، اما فعلاً خبری نیست.»
این جمله شاید از نظر اداری عادی به نظر برسد، اما از نظر اجتماعی معنایی روشن دارد: هزینه را از مردم گرفته‌اید، اما جبران را هنوز قطعی نکرده‌اید. تورم قطعی است، فشار قطعی است، کاهش قدرت خرید قطعی است؛ اما حمایت، همچنان مبهم و معلق مانده است.
بحران فقط ناکافی‌بودن ارقام نیست؛ بحران اصلی، “فقدان مسئولیت‌پذیری” است. چه کسی پاسخ می‌دهد که این تصمیم چه بر سر معیشت مردم آورد؟ چه کسی توضیح می‌دهد چرا وعده جبران داده شد، اما فشار آن بر دوش مردم ماند؟ وقتی بار تصمیم بر مردم تحمیل می‌شود اما پاسخگویی به تعویق می‌افتد، دیگر با یک نقص اجرایی روبه‌رو نیستیم؛ با یک “بحران اخلاقی در حکمرانی” مواجهیم.
مسئولیت‌پذیری یعنی اگر تصمیمی چنین بزرگ می‌گیرید، منابع جبران، زمان اجرا، دامنه حمایت و معیار سنجش اثر آن را هم شفاف اعلام کنید. اگر هم نتیجه مطابق وعده پیش نرفت، صریح بگویید چه کسی مسئول است. نه اینکه مردم فشار را نقد تحمل کنند و مسئولان، پاسخ را نسیه بدهند.
تلخ‌تر از فقر، “تحقیر مردم” است؛ تحقیر از این‌که درد واقعی‌شان با اعداد ناکافی و توضیحات نصفه‌ونیمه کوچک شمرده شود. مردمی که زیر بار گرانی خم شده‌اند، بیش از هر چیز به صداقت و پاسخ نیاز دارند، نه وعده‌های معلق.
اگر قرار بود کالابرگ سپر معیشتی باشد، باید اثرش در زندگی مردم دیده می‌شد. اگر قرار بود حذف ارز ترجیحی به اصلاح بینجامد، باید در جبران آن دقت، انصاف و فوریت دیده می‌شد. اما آنچه باقی مانده روشن است:
فشار را به مردم تحمیل کردید، جبران را ناکافی کردید، و پاسخگویی را به تعویق انداختید.
و نتیجه هم روشن است:
گرانی ماند،
فشار ماند،
بی‌پاسخی ماند،
و مردم باز هم تنها ماندند.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *