آخرین اخبار

یادداشتی از علی حیدری؛ ناروایت‌های آقای فولادی/ چرا برای اصلاح قانون تامین اجتماعی، بهانه‌چینی دروغ می‌کنید؟

علی حیدری، کارشناس رفاه و تامین اجتماعی، در یادداشتی به رد ادعاها و روایت‌هایی که کسری منابع سازمان را توجیهی برای اصلاح قانون تامین اجتماعی می‌داند، پرداخته است. به گزارش ایلنا،  علی حیدری، کارشناس رفاه و تامین اجتماعی، با نوشتن یادداشتی، به نوشته‌ی اخیر «شهاب‌الدین فولادی مقدم» با عنوان «هر سطر، یک روایت» که به […]

اشتراک گذاری
10 خرداد 1405
1 بازدید
کد مطلب : 5191

علی حیدری، کارشناس رفاه و تامین اجتماعی، در یادداشتی به رد ادعاها و روایت‌هایی که کسری منابع سازمان را توجیهی برای اصلاح قانون تامین اجتماعی می‌داند، پرداخته است.

به گزارش ایلنا،  علی حیدری، کارشناس رفاه و تامین اجتماعی، با نوشتن یادداشتی، به نوشته‌ی اخیر «شهاب‌الدین فولادی مقدم» با عنوان «هر سطر، یک روایت» که به موضوع لایحه اصلاح نظام تامین اجتماعی اختصاص دارد، پاسخ داده است.

متن یادداشت علی حیدری، به شرح زیر است:

«چندی پیش وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی طی نامه‌ای خطاب به وزرای اقتصاد و بهداشت، لایحه «اصلاح قانون تامین جتماعی و ایجاد نظام جدید تامین اجتماعی» را جهت طی مراحل تصویبی ارسال نموده است و متعاقب آن و با توجه به نقد‌های وارده به متن لایحه مزبور، وزارت تعاون، کارو رفاه اجتماعی نسبت به اعلام فراخوان عمومی برای اظهار نظر کارشناسان و نیز تشکلهای کارگری، کارفرمایی و بازنشستگی درخصوص متن لایحه را منتشر و درسایت خود بارگذاری نموده است.

اخیرا دبیرخانه هیات امناء سازمان تامین اجتماعی و صندوقهای تابعه، کتابچه‌ای ۳۲ صفحه‌ای را تحت عنوان «هر سطر یک روایت» به قلم آقای شهاب الدین فولادی مقدم با آرم و لوگوی رسمی دبیرخانه مزبور منتشرساخته و روابط عمومی و اطلاع‌رسانی دبیرخانه مزبور و وزارت تعاون، کارور فاه اجتماعی این کتابچه را در سطحی وسیع انتشار داده اند.

در این کتابچه که شامل گفته اول و جمع‌بندی و ۶ روایت است که در آن‌ها نسبتهای ناروایی به سازمان تامین اجتماعی داده شده است و برای اثبات پیش‌نویس لایحه تلاش گردیده است که نقش و کارکرد سازمان تامین اجتماعی تخطئه و تخریب شود و بخشهایی از واقعیت‌ها روایت نشده است. سازمانی که در ساحت نوین خود بالغ بر ۷۰ سال قدمت داشته و در طی نیم قرن اخیر علیرغم همه بحرانها و شوکهای وارده و به رغم‌عدم پرداخت به موقع و به قیمت روز و به روش نقدی تعهدات بیمه‌ای دولت، توانسته است تعطیلی و تعدیل نیروی ناشی از انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ۸ساله و بازسازی خرابی‌های آن، طرح تعدیل نیروی انسانی دولت، خصوصی‌سازی و واگذاری‌های غیر اصولی تصدی‌های دولت، سیل‌ها و زلزله‌های رودبار و منجیل، بم و سرپل ذهاب، پل دختر، بحران کرونا، چند دهه حصر اقتصادی و تحریم‌ها، جنگ ۱۲ روزه و…را از سر بگذراند و بدون برخورداری از اعتبارات و بودجه‌های دولتی که صرف ۲۱ صندوق بیمه اجتماعی دیگر و سازمان بیمه سلامت می‌شود، اجازه نداده است هیچ وقفه و خللی در ارائه خدماتش به ذینفعان ایجاد شود.

سازمانی که علیرغم مداخلات غیر اصولی و تحمیل تصمیمات مغایر با اصول و قواعد بیمه‌ای و سرریزهای تحمیلی وحمایتی متواتر و پربسامد، به لحاظ بسیاری از شاخص‌های ارزیابی نظامات بیمه‌ای، وضعیت مطلوب‌تری نسبت به ۲۱ صندوق دیگری دارد که توسط دولت اداره می‌شود، صندوقهایی که طی دو دهه اخیر دارند از بودجه مستقیم دولت ویا امتیازات و انحصارات خاص دولتی و یا دستگاه اجرایی مربوطه ارتزاق می‌کنند.

این کتابچه حاوی ۶ روایت است روایت یاسر (بیمه بیکاری)، سلمان (خدمات درمانی روستائیان)، عطیه (موضوع جایگزینی ماشین به جای انسان)، سبحان (راننده پلتفرمی)، جعفر (مستمری بازنشستگی) و شهربانو (حق بیمه پیمان) که طبق نوشته خود آقای فولادی، ماحصل شنیده‌های او است. صرف نظر از اینکه آیا شنیده‌های ایشان از یکی از ذینفعان می‌تواند مبنای قضاوت در مورد کارکرد و عملکرد یک سازمان قرار گیرد و صرفنظر از اینکه آیا می‌توان اشتباه یا قصور یا گفته‌های یک کارمند در یک شعبه به یک ذینفع را به کل شعب و کل کارکنان تعمیم و تسری داد یا خیر؟ نکته مهم و اساسی این است که آیا می‌شود بر اساس یک شنیده، حکم به‌عدم صحت قانون داد و آنرا مستمسک و محمل تغییر قانون قرار داد؟

مثلا در مورد بیمه بیکاری، طی سالهای گذشته چند میلیون نفر از صندوق بیمه بیکاری، مققری دریافت نموده‌اند و در سال جاری هم بخاطر اثرات جنگ احتمالا بالغ بر نیم میلیون نفر مقرری بیمه بیکاری خواهند گرفت. حال آیا می‌شود این روایت‌های مثبت چند میلیونی را نادیده بگیریم وفقط بخاطر روایتی که یاسر برای شهاب الدین تعریف کرده است نه تنها یک سازمان بلکه یک قانون را تخطئه کنیم؟ آیا مشخص شده است که مدارک یاسر کامل بوده؟ آیا نامه معرفی و جواب استعلامات او از وزارت کار آمده است؟ آیا سابقه بیمه لازم برای برقراری مقرری را داشته است؟ و…، نکته تلخ ماجرا این است که آقای فولادی به سازمان تهمت ناروایی زده است و گفته چون صندوق بیمه بیکاری فرسوده است و کسری دارد، سازمان تامین اجتماعی در روند برقراری و پرداخت مقرری گره انداخته و آنرا تطویل نموده است. اولا این سخن کذب است و صندوق بیمه بیکاری کسری ندارد ثانیا سازمان تامین اجتماعی در بسیاری از سال‌ها که صندوق کسری داشته است اجازه نداده که مقرری بیکاران به تاخیر بیافتد

یا مثلا در روایت جعفر که به قلم آقای فولادی تحریر شده است به دورغ گفته شده است که تاخیر در برقراری مستمری جعفر به خاطر کسری سازمان تامین اجتماعی است و سازمان عمدا اینکار را می‌کند. در حالی که طی سالهای فعالیت سازمان تامین اجتماعی ده‌ها میلیون نفر از مردم مستمری گرفته و در حال حاضر نیز بالغ بر ۴ میلیون نفر دارند ماهانه مستمری خود را می‌گیرند و مشخص نیست چرا این میلیونها روایت مثبت نقل نشده و فقط یک روایت منفی درج شده است. آیا آقای فولادی که خودشان گفته‌اند به تازگی وارد حوزه رفاه و تامین اجتماعی شده‌اند، پرونده جعفرآقا وروند کار اورا در سازمان تامین اجتماعی را بررسی کرده‌اند و مشخص شده است که تقصیر قانون تامین اجتماعی یا تغییر سازمان تامین اجتماعی یا ستاد سازمان یا اداره کل استان یا شعبه مربوطه و یا کارمند مربوطه و یا اینکه اساسا پرونده ایشان بخاطر نقص پرونده و یا نقص سابقه و…معطل مانده است.

آیا آقای فولادی که ناروایتهای منفی ششگانه را در خصوص سازمان تامین اجتماعی اینگونه با آب و تاب مطرح کرده‌اند و نه تنها به کلیت سازمان بلکه به قانون تامین اجتماعی نسبت داده‌اند و در مقابل نظام مالیاتی و سازمان امور مالیاتی را هوشمند و…قلمداد نموده‌اند، هیچ روایتی از کارکرد و عملکرد سازمان امور مالیاتی نشنیده اند؟ و حوزه مالیاتی گل و بلبل است؟ در دو روایت بیمه بیکاری و بازنشستگی، آقای فولادی به سازمان تهمت دروغ زده‌اند که بخاطر کمبود منابع، کار برقراری مزایا را دچار وقفه و تاخیر کرده است و در روایت ششم که مربوط به شهربانو است به سازمان تهمت دروغ زده‌اند که بخاطر کمبود منابع سراغ اعمال ضریب حق بیمه پیمان، رفته است. درحالی که موضوع حق بیمه پیمان در دهه ۱۳۵۰ و در رژیم سابق به عنوان سازوکاری برای حصول اطمینان از ایفای حقوق بنیادین نیروی کار در کنار سازوکارهای بازرسی کارگاهی و بازرسی دفاتر قانونی تعبیه شده است و ربطی به کسری منابع یا کسری نقدینگی ندارد.

مضافا به اینکه اگر فرض غلط آقای فولادی را درست فرض کنیم (ایشان هیچ ادله‌ای و مستندی برای اینکه سازمان بخشنامه و یا دستوری برای تاخیر اندازی در برقراری مزایا بخاطر کمبود منابع صادر کرده است ارائه ننموده‌اند) قطعا آقای فولادی و روسای ایشان در دبیرخانه هیات امناء و در وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی می‌دانند که کسری منابع و نقدینگی سازمان تامین اجتماعی به خاطرعدم پرداخت جاری، نقدی و به ارزش روز واقعی تعهدات بیمه‌ای دولت به سازمان مزبور است و محاسبات بیمه‌سنجی (اکچوئری) نشان می‌دهد که اگر دولت حق بیمه‌های تعهد شده قانونی خودش را به موقع خودش و به صورت نقد به سازمان تامین اجتماعی می‌پرداخت و بپردازد سازمان تامین اجتماعی تا دو دهه دیگر مشکل کسری نقدینگی نخواهد داشت.

طرفه‌تر آنکه در روایت دوم، آقای فولادی روایت سلمان که یک روستایی است و برای درمان دچار مشکل شده است را نیز به گردن سازمان تامین اجتماعی می‌اندازد در حالی که سلمان روستایی بوده ومشمول سازمان بیمه سلامت است. مضافا به اینکه وظیفه ایجاد امکانات درمانی در کل کشور (صرف نظر از اینکه به لحاظ کارشناسی آیا صحیح است که در همه روستاها، درمانگاه ساخته شود یا خیر؟) و تضمین و تامین بهداشت، پیشگیری، درمان و سلامت آحاد جامعه در سطح پایه به موجب قانون اساسی وظیفه وزارت بهداشت است. واینکه آمبولانس دیر به بالین سلمان رسیده است مقصرش سازمان تامین اجتماعی نیست و سازمان اورژانس کشور منابع و اعتبارات و وبودجه‌های مربوطه را گرفته و می‌گیرد.

من حیث المجموع باید مشخص شود که آیا مفاد این کتابچه که با آرم و لوگوی دبیرخانه هیات امناء سازمان تامین اجتماعی و صندوقهای تابعه منتشر شده است، موضع رسمی هیات امنای مزبور و وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی است یا خیر؟ چرا که به هر تقدیر طی ربع قرن اخیر، سازمان تامین اجتماعی توسط منصوبین همین هیات امناء و وزارتخانه اداره شده است و تمامی بودجه‌ها و صورتهای مالی و ضوابط و آئین نامه‌ها و دستورالعمل‌های اصلی سازمان تامین اجتماعی توسط همین هیات امناء مصوب و ابلاغ شده است!

آیا زیر سوال بردن کل عملکرد یک سازمان با قدمت ۱۰۰ساله و با حدود ۷۰ هزار نفر پرسنل و میلیونها بارمراجعه بیمه‌ای و میلیاردها بارمراجعه درمانی بنا بر شنیده‌های موردی یک نفر کار صحیحی است یاخیر؟ و صرفنظر از این امر آیا میتوان چند روایت منفی در مقابل میلیونها روایت و کارکرد مثبت را دلیلی برای تغییر یک قانون قرار داد. مضافا به اینکه ایشان در روایت‌های خود نه تنها نقش دولت و وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی و توابع آن در ایجاد ناترازی سازمان تامین اجتماعی را روایت نکرده‌اند بلکه طوری از دولت و سازمان امورمالیاتی در باغ سبز نشان داده‌اند که گویی ازعملکرد دولت در طی ۵۰ سال گذشته برای پرداخت حق بیمه‌های سهم دولت را خبری ندارند؟

نکته مهم‌تر اینکه آقای فولادی بخشهایی از لایحه ارسالی وزیر را روایت نکرده‌اند، اینکه طبق لایحه ارسالی وزیر قرار است از حق بیمه کارفرما ۱۶ کسر شود و به حق بیمه سهم کارگر (یعنی همان جعفر و عطیه و یاسر)، برای بازنشستگی ۲ درصد اضافه شود، اینکه قرار است بیمارستانهاو مراکز درمانی که با حق بیمه‌های جعفر و عطیه و یاسر ساخته شده است به تملک دولت در آید. اینکه قرار است شستا و بانک رفاه که در حکم ذخایر و اندوخته‌های بیمه‌ای جعفر و عطیه و یاسر است به تملک دولت در آید، اینکه قرار است بدهی‌های بیمه‌ای دولت طی نیم قرن اخیر به سازمان تامین اجتماعی کلا پاک شود و…».

یادداشت آقای فولادی در زیر قابل دریافت است.

 

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *